تبلیغات
خوش آمدید - دیوونه از قفس پرید!
 
خوش آمدید
یکشنبه 4 اسفند 1387 :: Ernesa
خواب دیدم از تو دور شدم
وای که عجب خواب بَدی
گفتم بیا با هم بریم، گفتی که راهو بَلدی
هر چی صدات کردم نرو اما
خواب دیدم از تو دور شدم
وای که عجب خواب بَدی
گفتم بیا با هم بریم، گفتی که راهو بَلدی
هر چی صدات کردم نرو اما به جایی نرسید
یکی یه جا فریاد می زد، دیوونه از قفس پرید
صبح که رسید بیدار شدم، دیدم یه نامه روی در
نوشته بودی که سلام، مدتی رو میرم سفر
بُغضی نشست توی گلوم، خوابم یا این حقیقته
بازم صدات کردم ولی، دیدم سکوت جوابته
گفتم که شاید این سفر تموم میشه همین روزا
دوباره باز می‌بینمش چه خوش خیال بودم خدا
ساعت و لحظه‌هام گذشت، چشمام به کوچه خیره بود
من منتظر بودم بیاد، خیلی دلم تنگ شده بود
روزا مثل دیوونه‌ها پرسه زنون تو کوچه‌ها
شبا یه گوشه از اتاق گریه و آه بیصدا
مثل همون خواب سیاه، رفت و منو تنهام گذاشت
گفتن این قصه تلخ ارزش خوندن و که داشت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:36 ق.ظ
Excellent post. I was checking constantly this blog and I am
impressed! Extremely useful information particularly the last part :)
I care for such information much. I was looking for this certain information for a long time.

Thank you and best of luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : Ernesa
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلاگم چطوره؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :